- ۵شنبه بیای سرکار و تازه سرت هم شلوغ باشه. تازه دو تا صورت جلسه مدیرت رو هم گم کرده باشی. به نحوی که هیچ اثری از جد و آبا صورت جلسه هم یافت نشه.
- ۵شنبه عصر هم ، هم تو و هم همسر گرامیت اینقدر کار داشته باشین که ساعت ۱۰ شب تازه به هم برسین.
- جمعه صبح بفهمی که شب مهمون داری.
- همسر گرامیت به دلیل بدقولی دوستان برای رفتن به استخر ، یه پروژه غرزنی و ابراز عصبانیت (!) راه بندازه و تازه بعدش بره استخر و تو حسرت بخوری که چرا فقط وقت ۵شنبه های استخر با تو جوره و اون هم در سال یه بار پیش میاد که بتونی بری.
- در حالی که همسر گرامی در استخر مشغول خوشگذرانیه، تو خونه رو تمیز کنی ، جارو بزنی ، ..... و در همین حال از مادرهمسر گرامی پذیرایی کنی و به ماجرای پیدا کردن گزینه مناسب برای برادر همسر گرامی گوش بدی!
- تا ساعت ۲ نصفه شب بیدار باشی به دلیل مهمونها و تازه بقایای حضورشون (ظرفهای نشسته) به شنبه هم امتداد پیدا کنه.
خوب آخر هفته بد دقیقاً به همین میگن!!!


